|
!پادشاه فصل ها پاییز اجتماعی
| ||||||||||
|
عشق را در پائیز باید شناخت ، جان را در همین فصل باید نثار کرد ، [ یکشنبه پانزدهم آبان 1390 ] [ 8:51 بعد از ظهر ] [ الهام ]
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 2:23 بعد از ظهر ] [ الهام ]
چیز هایی که از والدین آموختیم هر كاری جایی دارد: اگر می خواهید همدیگه رو بکشید برید بیرون! من تازه اینجا رو تمیز کردم! دعا: دعا کن سر جاش باشه وگرنه…! منطق: به خاطر اینکه من می گم! آینده نگری: اگر از اون تاب بیافتی و گردنت بشکنه محاله با خودم ببرمت خرید! رعایت آداب غذا خوردن: موقع غذا خودن دهنت رو ببند! توجه: اگر بدونی پشت گوش هات چقدر چرکه! استقامت: تا وقتی کلم بروکلی هاتو نخوردی از جات تکون نمی خوری! چرخه ی زندگی: من تورو به دنیا آوردم و اگر بخوام خودم هم شرت رو از این دنیا می کنم! اصلاح رفتار: تو دیگه مثل بابات رفتار نکن! قناعت: میلیون ها بچه کم شانس توی دنیا هستن که آرزو می کردن من مادرشون بودم!
انتظار: وایسا برسیم خونه… مراقب از خود: ژاکتت رو بپوش! یه جوری رفتار می کنی انگار من که مادرتم نمی دونم کی سردت میشه! رشد کردن: اگر اسفناج نخوری بزرگ نمیشی! کنایه: گریه می کنی؟ حالا یه کاری می کنم که واقعا اشکت در بیاد! ژنتیک: باید به خاطر ژن بابات باشه! اصل و نصب: این چه وضع اتاقه؟ مگه تو طویله به دنیا اومدی؟ خرد: وقتی به سن من برسی می فهمی! عدالت: یه روزی بچه داری میشی و امیدوارم بچه هات عین خودت بشن [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 7:38 بعد از ظهر ] [ الهام ]
به سلامتي... سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه…. یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که : "یه برگه از کیفتون بیارید بیرون" به سلامتیه بچه مدرسه ای ها بسلامتی بی ارزش ترین پول دنیا "تومن" چون هم تو هستی توش، هم من
ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 7:33 بعد از ظهر ] [ الهام ]
میخواهم معجزه بخرموقتی سارا دخترك هشت سالهای بود، شنید كه پدر و مادرش درباره برادر كوچكترش صحبت میكنند. فهمید كه برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی كارش را از دست داده بود و نمیتوانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید كه پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه میتواند پسرمان را نجات دهد ادامه مطلب [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 6:57 بعد از ظهر ] [ الهام ]
بیخودی خندیدیم ..... که بگوییم دلی خوش داریم ..... بیخودی حرف زدیم ..... که بگوییم زبان هم داریم ..... و قفس هامان را ..... زود زود رنگ زدیم ..... و نشستیم لب رود ..... و به آب سنگ زدیم ..... ما به هر دیواری ..... آینه بخشیدیم ..... که تصور بکنیم ..... یک نفر با ماهست ..... ما زمان را دیدیم ..... خسته در ثانیه ها ..... باز با خود گفتیم ..... شب زیبایی هست ! ..... بیخودی پرسه زدیم ..... صبحمان شب بشود ..... بیخودی حرص زدیم ..... سهممان کم نشود ..... ما خدا را با خود ..... سر دعوا بردیم ..... و قسم ها خوردیم ..... ما به هم بد کردیم ..... ما به هم بد گفتیم ..... بیخودی داد زدیم ..... که بگوییم توانا هستیم ..... بیخودی پرسیدیم ..... حال همدیگر را ..... که بگوییم محبت داریم ..... بیخودی ترسیدیم ..... از بیان غم خود ..... و تصور کردیم ..... که شهامت داریم ..... ما حقیقت ها را ..... زیر پا له کردیم ..... و چقدر حظ بردیم ..... که زرنگی کردیم ..... روی هر حادثه ای ..... حرفی از پول زدیم ..... از شما می پرسم .............. ما که را گول زدیم ؟ [ شنبه بیست و دوم بهمن 1390 ] [ 5:17 بعد از ظهر ] [ الهام ]
انسان موجود عجيبي است انسان دركودكي آرزوي بزرگ شدن دارد ودربزرگسالي آرزوي بازگشت به كودكي سلامتي اش رابراي كسب مال ازدست مي دهد ومالش رابراي بدست آوردن سلامتي اش آنچنان بانگراني به آينده مي نگرد كه حال رافراموش مي كند ،به اين ترتيب نه براي حال زندگي مي كند نه براي آينده طوري زندگي مي كند كه انگار هيچوقت نمي ميرد وطوري مي ميرد كه انگار هيچوقت زندگي نكرده است [ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 8:24 بعد از ظهر ] [ الهام ]
[ پنجشنبه هفدهم آذر 1390 ] [ 5:49 بعد از ظهر ] [ الهام ]
خانه های قدیمی را پیش از آنکه خانه نو را بسازید ویران نکنید (بندتو کروچه) وقتی باران حسد باریدن گیرد درخت فساد بروید ( امام علی ع ) اگر خاموش باشی تا دیگران به سخن آورندت بهتر از این است که در حال سخن گفتن خاموشت کنند (سقراط) اگر آرزومندید به سعادت برسید پیش از آنکه خود عبرت دیگران شوید از دیگران پند و عبرت بگیرید ( امام علی ع ) ادب خرجی ندارد ولی همه چیز را خریداری میکند (لاوی تلناجیو) احتیاط اندازه ای دارد که اگر از حد فزون شد ترس خواهد بود (امام حسن عسگری ع) گفتن از زنبور بیحاصل بود، با یکی در عمر خویش ناخورده نیش (سعدی) زیانکارترین مردم کسی است که بتواند حق بگوید ولی نگوید ( امام علی ع ) [ چهارشنبه دوم آذر 1390 ] [ 4:44 بعد از ظهر ] [ الهام ]
روی آن شیشه ی تبدار تورا ها کردم... [ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 8:51 بعد از ظهر ] [ الهام ]
[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 3:54 بعد از ظهر ] [ الهام ]
[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 3:52 بعد از ظهر ] [ الهام ]
|
||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||